ژوئن 8, 2009 روی 12:54 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر روزانهها, سياسي, شخصی, متفرقه ·Tagged مناظره, میرحسین موسوی, کروبی, انتخابات, احمدینژاد, دروغ, دروغگو, صداقت
الان ساعت 1:20 دقیقه نصفه شب 18 خرداد است و الان از شدت خوشحالی دارم میترکم و دارم بال در میآرم. اونم به خاطر مناظرهی عالیای که میرحسین با کمک کروبی انجام داد. میرحسین توی این برنامه تموم اون چیزایی که ما 4 ساله می خوایم بگیم و میخوایم داد بزنیم و میخوایم اعتراض کنیم ولی نمیذاشتن رو گفت. اون امشب حرف دل من و خیلی های دیگه رو زد، اون علیه دروغ اعتراض کرد، علیه وقاحت و بیشرمی، علیه کسی که مردمش رو احمق فرض کرده بود و علیه خیلی چیزای دیگه. من امشب دارم با تمام وجود خدا رو شکر میگم، من اصلا به خدا شک کرده بودم که این مردک احمق دروغگو پس کی میخواد رسوا بشه؟ مگه نگفته بود که دروغگوها رو رسوا میکنه؟ اما امشب خدا جواب من رو داد و میرحسین تمام این دقدلیها و تمام حرصها و بغضهای فرو خوردهای که توی این چند سال خورده بودیم رو بیرون داد. شاید شما بگید من خیلی احساساتی شدم و یا مثلا جو گرفته منو، ولی همه اونایی که منو میشناسند می دونن که من از مدتها پیش با دلیل و اعتقاد موسوی رو انتخاب کرده بودم، در حقیقت وقتی من سابقه موسوی، برنامههاش، تواناییهاش و شخصیتش رو با بقیه مقایسته کرده بودم بهش اعتقاد پیدا کرده بودم و اون رو برای آیندهی کشور از بقیه اصلحتر میدیدم. شب 13 خرداد همهی ما حجب و حیا و اخلاق و ادب موسوی رو در بدترین شرایطی که یک نفر میتونه تصور کنه، در شرایطی که حریف با پررویی و حقارت هر چه تمام سعی میکرد عقدههاش از کسای دیگه رو رو سر موسوی خالی کنه و برای بدست آوردن قدرت حتی حاضر بود به ناموسش که یه زن معروف و فرهیختهای هست هم توهین بکنه، دیدیم، و شب مناظره با رضایی استقلال نظر و هوشمندیش و سواد اقتصادیش رو مخصوصا وقتی رضایی به مخالفتهای موسوی به نحوهی اجرای اصل 44 گیر داده بود دیدیم و آشناییش با بقیه کشورها و شرایط ما اونجا که آلمان شرقی و غربی رو به خوبی برامون مثال زد و توضیح داد و همچنین آشناییش به شرایط و جایگاه کشور توی منطقه به لحاظ سیاسی و اقتصادی و جغرافیایی مخصوصا اونجا که بازارهای چند صد میلیونی در شرق و غرب کشور اشاره کرد و اهمیت ترانزیت رو گفت رو دیدیم . و امشب هم اقتدار و شجاعتش و بازهم سوادش رو دیدیم. شجاعت اینکه به صراحت بگه آهای مردم رئیس جمهورت داره بهتون دروغ میگه و سعی میکنه شما رو فریب بده و به بیراهه بکشونه. اونجا که احمدینژاد رو یه پدیدهای معرفی کرد که میاد جلوی دوربین و به کاغذ سیاه میگه سفید و به دو دوتا میگه ده تا. اونجا که به مردم میگه من برنامه دارم و کتاب برنامه میده و به شعور مردم احترام میذاره تا مردم بخونند و آگاه بشند و مثلا بعد 4 سال نیاد مثل این احمدینژاد مرتیکه منکرش بشه و بگه کجا من اون شعار رو دادم. اونجا که با مزاحمتهای مجری با قدرت و قاطعیت برخورد میکنه و بهش و صدا و سیما دربارهی رفتارهای تبعیضآمیزشون گیر میده. اونجا که اول برنامه با سند و مدرک -نه مثل احمدینژاد با دروغ و تهمت و بدون مدرک که به این واون و ناموس رقیبش توهین میکنه- دروغهای یه رئیس جمهور رو افشا میکنه. و اونجا که به رانتها و فسادهای دولتی و قضیه بالا پایین شدن تعرفههای یک شبه ماشینهای خارجی اعتراض میکنه که یه عده با این شیوه به پولی رسیدند و اونجا که به بالا بردن تعرفههای اساماسها توی مناسبتها برای بیشتر دزدی کردن مخابرات از مردم اعتراض میکنه. و اونجا که به سابقهی درخشانش توی توی سختیهای جنگ و اونم نه برای پز دادن، بلکه برای آگاه کردن مردم و جواب دروغهای دیشب محمود رو دادن، که اونم با آمارهای بینالمللی بود و مقایسته رو به شعورو حافظهی خود مردم واگذار میکنه. و اینکه در آخر برنامه به طرز طوفانی علیه بی عدالتی اعتراض میکنه رو دیدیم.
من تا قبل از این زیاد به بستن دستبند سبز اعتقاد نداشتم ولی از این کاری که طرفدارای میر میکردند خوشم میومد و امیدوار میشدم، اما از امشب من این دستبند سبز رو به دستم بستم و تا 22 خرداد هم نگهش میدارم. روزی که زمستان احمدینژاد تموم میشه و روزی که همه مردم به تماشای آغاز بهار صداقت، آرامش و دوستی مینشینند.
شاید شما بگید من خیلی زیادی احساساتی شدم و یا جو گرفته منو. ولی به من حق بدید که بعد 4 سال یه شب که بت دروغ و وقاحت شکسته شده به اندازهی همون چند سالی که از احمدینژاد حرص خوردم و عصبانیت ها که کشیدم خوشحال باشم.
بازم وقتی به چهرهی میرحسین نگاه میکنم همون نجابت و خوشرویی خاتمی رو میبینم و مطمئنم و ایمان دارم که ما چهار سال دیگهای با آرامش، امید، اعتماد به نفس و بازگشت آبروهای از دست رفتهمون و بهتر شدن کشورمون رو خواهیم داشت ایشالله. امیدوارم چهار سال بعد دورهای پرامید و نشاط و آرامش و آزادی داشته باشیم (:
راستی تا یادم نرفته از کروبی هم تشکر کنم که امشب با میرحسین همکاری کرد و حتی آخر برنامه هم اعتراف کرد که به میر اعتقاد واعتماد داره (: و همچنین از رضایی که فردا شب امید یک ملت هست، فردا شب تقریبا آخرین برنامهی تاثیرگذار احمدینژاد هست. البته میدونم احمدینژاد آدمیه که به راحتی دروغ میگه و مظلوم نمایی میکنه، چون توی این 4 سال خوب تمرینش کرده بود، اما بازم به آینده و مردم امیدوارم.
پ.ن: الان یه فال حافظ گرفتم به مناسبت مناظره امشب:
صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم ….. بدور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم
در میخانهام بگشا که هیچ از خانقه نگشود ….. گرت باور بود (گر باورت بود) ورنه سخن این بود و ما گفتیم
پیوند پایدار
ژوئن 1, 2009 روی 8:21 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر ادبیات, كتاب, متفرقه ·Tagged پرندهی خارزار, افسانه, داستان, کتاب, انتشارات نیلوفر, ترانه
دیروز در پشت جلد کتابی نوشته زیبایی را دیدم که برایم خیلی شیرین و دلنواز بود. افسانهی پرندهی خارزار:
”در افسانهای آمده است که پرندهای تنها یک بار در عمر خود میخواند و چنان شیرین میخواند که هیچ آفریدهای بر زمین به او نمیرسد. از هماندم که از لانهی خود بیرون میآید در پی آن میشود که شاخههای پرخاری بیابد و تا آن را نیابد آرام نمیگیرد. آنگاه همچنانکه در میان شاخههای وحشی آواز سر میدهد بر درازترین و تیزترین خار مینشیند. و در حال مرگ، با آوازی که از نوای بلبلان و چکاوکان فراتر میرود رنج جان کندن را زیر پا میگذارد. آوازی آسمانی که به بهای جان او تمام میشود. همهی عالم برای شنیدن آوازش بر جای خود میخکوب میشوند و خداوند در ملکوت آسمان لبخند میزند. آخر، تا رنجی گران نباشد گنجی گرانبها یافت نگردد… باری، آن افسانه چنین میگوید.”
و در آخرین صفحه، کتاب اینگونه تمام میشود:
“پرندهی خار در سینه، قانونی ازلی را پی میگیرد. آنچه نمیشناسد و بر آن میداردش که خاری در سینه بنشاند و ترانهخوان، به سوی مرگ بشتابد. آندم که خار در سینهاش میخلد پرنده نمیداند که خواهدش کشت، همچنان ترانه میخواند، ترانه میخواند تا توان سر دادن تک نغمهای نمیماند. اما، ما هنگامی که سینه به ورطهی خارزار میسپاریم، میدانیم. درمییابیم، و چنین میکنیم. چنین میکنیم.”
+ پرندهی خارزار در ویکی پدیای فارسی
+ کتاب پرندهی خارزار در goodreads
پیوند پایدار
می 20, 2009 روی 9:39 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر سياسي, عكس, متفرقه ·Tagged میرحسین موسوی, محسن رضایی, کروبی, گوگل, انتخابات, احمدی نژاد, خامنهای, خاتمی, زهرا رهنورد
ایام، ایام انتخابات است و ما هم گفتیم بیایم ببینیم چه خبر؟! گفتم بد نیست ببینم که ملت توی اینترنت دربارهی انتخابات و کاندیداها چه چیزهایی را سرچ میکنند. همانطور که میدانید گوگل مدتیست که با وارد کردن یک یا چند کلمه در کادر جستجو، چند پیشنهاد که قبلا زیادتر جستجو شدهاند را به شما نشان میدهد. خب من هم گفتم ببینم که ملت دربارهی انتخابات بیشتر چه چیزی را سرچ کردهاند. این هم شما و این هم گوگل!
محسن رضایی

ظاهرا مثل اینکه محسن رضایی محبوبیتش کمتر از اینهاست. گوگل دربارهی ایشان فقط یک گزینه بیشتر را نشان نمیدهد. آخر بنده خدا تا حالا -تا آنجا که من میدانم- برنامه خیلی خاصی ندادهاند یا اینکه نتوانستهاند برنامهشان را به اطلاع مردم برسانند. راستی یک برنامهاش این بوده که من خدمت سربازی را یک سال کم میکننم! معلوم نیست که چرا ایشان اصلا نگفته که من کلاً خدمت سربازی را برمیدارم! این جوری فکر کنم بیشتر میتوانست رای جمع کنند.
احمدینژاد
خب حالا میرسیم به رییس جمهور فعلی. نتایج یک کمی برایم عجیب و غیر عادی بود، نه اینکه این عبارات عجیب باشندها، بلکه به این خاطر که الان دم انتخابات است و من هم از این ملت بیشتر از این ها انتظار داشتم. البته این عبارات اگر مثلا چند ماه پیش بالا میآمد زیاد عجیب نبود که ملت با پرزیدنتی که مملکتش از تحریم در حال جان دادن است و بجای درست کردن اوضاع با آن ادبیاتش بگوید: «آن قدر قطعنامه صادر کنید تا قطعنامه دونیتون پاره شود!» و یا مثلا وقتی که هزار و خوردهای میلیارد دلار را گم و گور کرده است در جواب سازمان بازرسی بگوید که اشتباه محاسباتی کردهاند و ماشین حسابشان خراب است!

البته این کار ِ بعضی از کاربران اینترنت هم به نظرم مشکل دارد. به جای اینکه بیایند و دربارهی عملکرد رئیسجمهورشان (اعم از نظر اقتصادی، سیاست خارجی، سیاست داخلی، فرهنگ و اینترنت و…) تحقیق و پرسش بکنند، دنبال جوک و لنگه کفش و اینا میگردند. عجب ملت طنزی هستیم ما، طرف آمده پدرمان را درآورده و ما چون زورمان بهش نمیرسد برایش جوک میسازیم و غیبتش میکنیم! بگذریم!
میر حسین موسوی و همسرشان
آدم وقتی نتایج میرحسین، این اصلی ترین رقیب احمدینژاد را میبیند یک کمی امیدوار میشود. این جا دیگر چیزهای درست و حسابی را سرچ کردهاند مثلا میرحسین کیست و رابطهاش با خامنه ای چطور است (عرفان توضیح دادهاند که اسمشان میرحسین موسوی خامنه بوده و ربطی به رهبر ایران ندارد) و آدرس سایتش و از این دستسوالها.

دربارهی همسر میرحسین یعنی خانم زهرا رهنورد هم دوتا سوال بیشتر نبوده به جهت آشنایی با خودشان و اوضاع و احوالشان قبل از انقلاب!

کروبی

در مورد کروبی هم چیز خاصی نبود. آن هم شبیه میرحسین موسوی بود.
خاتمی
اگرچه خاتمی حدود دو ماه است که از انتخابات کنار کشیده ولی گفتم بد نیست که در مورد ایشان هم بگردیم. بیشتر کلمات هم مربوط به همان دو ماه پیش میشوند. زمانی به شیراز رفته بودند و یا زمانی که انصراف داده یودند.

خامنهای
وقتی که کلمه خامنهای را در کادر جستجو تایپ کردم از دیدن نتایج حیرتزده و شوکه شدم. من قبل از اینکه این نتایج بالا بیایند انتظار داشتم چیزهایی مثل خامنهای و حقوق بشر و رهبر ایران و خامنه ای احمدینژاد و از این حرفا بیاید. انتظار داشتم که مطالب انتقادی هم ظاهر بشوند اما اصلا انتظار این چیزها را نداشتم. از ده مورد پنچتایش کلماتی هستند که ربات فیل+ترینگ، فیل+ترشان میکند!

پیوند پایدار
می 20, 2009 روی 8:48 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت, جغرافیا, خلاقیت, عكس, متفرقه
در
پست قبلی دربارهی مایکل هیوز 56 ساله صحبت کردیم و گفتیم که او 10 سال است که به نقاط مختلف جهان سفر میکند و سعی میکند از بناها و دیدنیهای جالب هر منطقه عکسهایی ترکیبی بگیرد. در پست قبلی تعدادی از عکسهایش را دیدیم. از آنجایی که نمیخواستم پست زیادی سنگین بشود تصمیم گرفته بودم که در دو پست جداگانه به معرفی او و نمایش تعدادی از عکسهایش بپردازم.
باهم تعدادی دیگر از عکسهای این عکاس 56 ساله را میبینیم:
اتوبوسهای معروف دو طبقه قرمز شهر لندن، شرق لندن

خیابان Abbey، لندن

قاهره، مصر

یادبود Buddy Holly، لوبوک Lubbock، تگزاس

خیابان پنجم، نیویورک

قصر Sanssouci، آلمان

دن کیشوت، کانسوگرا، جنوب مادرید، اسپانیا

قصر ورسای، فرانسه

تقاطع خیابانهای پاول و شاتر، سان فرانسیکو

دیزنی لند، کالیفرنیا
+ سوغاتیهای آقای هیوز – قسمت اول
پیوند پایدار
می 20, 2009 روی 8:38 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر اينترنت, جغرافیا, خلاقیت, عكس, متفرقه ·Tagged قاهره, لندن, مجسمه آزادی, مصر, گلدن گیت, برج پیزا, برج ایفل, سوغاتی
بیگ بن، لندن
بیشتر مردم وقتی که به دیدن جاذبههای توریستی یا مکانهای برجسته میروند، معمولا با خودشان تعدادی سوغاتی یا یادگارهایی که گاهی به شکل آن بنا هستند را برای یادگاری به خانه میآورند. اما مایکل هیوز Michael Hughes داستانی دیگر دارد. او عاشق این است که از از مکانهای برجسته و مشهور دنیا عکس بگیرد، به ویژه عکسهای ترکیبی که با استفاده از یادگارهای آن مکان میگیرد، مانند عکسی که در بالا می بینید.
مایکل 56 ساله که در انگلیس متولد شده و هماکنون در آلمان زندگی میکند، یک عکاس آزاد است. مایکل این سرگرمی را از سال 1998 شروع کرد و تاکنون یک کلکسیون ارزشمند با بیش از 100 عکس جالب فراهم کرده است که همگی این عکسها با استفاده از این تکنیک ترکیبسازی در 200 کشوری که او از آنها بازدید کرده است، گرفته شده است.
«من متوجه شدم که روی فنجان قهوهای که از یک کافی شاپ در نزدیکی مجسمه آزادی نیویورک خریده بودم، عکس آن مجسمه رویش چاپ شده. بلافاصله من قهوه رو روی زمین ریختم و فنجان رو جلوی مجسمه موقعیتیابی کردم (positioned). از آن زمان به بعد، گرفتن اینجور عکسها به عنوان یک سرگرمی و علاقه در من بیشتر شد، به طوری که جاهایی که من اخیراً بهشان سفر کردهام تنها به منظور عکس گرفتن از سوغاتی در کنار بنای آن بوده است.»
باهم تعدادی از عکسهای مایکل را میبینیم:

مجسمه آزادی، نیویورک

برج پیزا، ایتالیا

قاهره، مصر

ساختمان پارلمان انگلیس، لندن

پل گلدن گیت، سانفرانسیکو

قصر Vienna، اتریش

برج ایفل، پاریس

Loreley Cliffs روی رودخانه راین در نزدیکی ماینز Mainz، آلمان
راستی آقای هیوز وبلاگی هم در وردپرس دارند که در آن بیشتر عکسهایی را که از نقاط مختلف دنیا میگیرند به همراه توضیحات هرکدام در آن میگذارند. برای رفتن به وبلاگش اینجا را کلیک کنید. در اکانت فلیکر او چیزهای خیلی خوبی را هم میتوانید پیدا کنید، از جمله عکسها و فیلمهایی که در آن نشان میدهد که چگونه او این عکسها را میگیرد.
+ سوغاتیهای آقای هیوز – قسمت دوم
پیوند پایدار
مارس 5, 2009 روی 11:14 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر سياسي, متفرقه
میگویند که:
ملکه ماری آنتوانت، همسر لویی شانزدهم پادشاه فرانسه، بانویی اشرافزاده، ولخرج و خوشگذران بود که از روند جامعه آگاهی چندانی نداشت. گفته شده که زمانی که صدای انقلاب فرانسه بلند شده بود وی از کسی پرسید: که مردم چه میخواهند؟ آن شخص پاسخ داد: گرسنهاند و نان میخواهند. و شهبانو گفته بود: اکنون که نان ندارند چرا شیرینی نمیخورند!
حالا حکایت، حکایت امروز ماست. آقای اسدالله بادامچیان، نماینده مردم تهران در مجلس در مصاحبه با روزنامه اعتماد ضمن رد هر گونه فشار اقتصادی به مردم و آمار خط فقر و همچنین با سیاسی خواندن خودسوزیهای اخیر، در اظهار نظر جالب فرموده اند که:
چرا مردم تهران در خانه مرغ نگه نمی دارند تا تخم مرغ شان تأمین شود؟! چند نفر در گلدانشان ریحان میکارند تا نان و پنیرشان را با ریحان بخورند؟!
پ.ن: حتماً نظرات در پایین مصاحبه را هم بخوانید.
پیوند پایدار
فوریه 11, 2009 روی 9:48 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر ادبیات, خلاقیت, عكس, متفرقه
تعدادی عکس و جملات قصار از شخصیت های مشهور. در مورد شخصیتها هم، نامشان را به انگلیسی گذاشتم تا اگر خواستید با آنها آشنا شوید سری به ویکیپدیا بزنید.
راهی که به خانه دوست میرود، هیچوقت طولانی نیست. (ضرب المثل دانمارکی)
آنکه دوستی را یافت گنجی را یافته است. (ضرب المثل ایرلندی)
داشتن یک دوست خوب، یکی از بزرگترین لذتهای زندگی است. (Ralph Waldo Emerson)
در مسیر رویاهایت، با اطمینان حرکت کن (Henry David Thoreau)
دوستان عالی یافتنشان سخت، ترک کردنشان مشکل و فراموش کردنشان غیر ممکن است. (G. Randolph)
در جلوی من راه مرو، شاید نتوانم دنبالت بیایم؛
پشت من نیز راه میا، شاید نتوانم هدایتت کنم؛
در کنارم بیا و تنها، دوست من باش. (Albert Camus)
زندگی پر از شگفتیهاست. (نویسندهای ناشناس)
در درون هر مردی، کودکی نهفته است که دوست دارد بازی کند. (Nietzsche)
برای شاد بودن، باید آن را با دیگران قسمت کرد. (Lord Byron)
چیزهای زیادی در زندگی هستند که که چشم شما را میگیرند، اما کم هستند چیزهایی که قلب شما را تسخیر کنند. (Michael Nolan)
دیوانگی یک چیز ارثی است. شما ممکن است آن را از بچه تان بگیرید! (Sam Levenson)
هر کجا که هستید، این دوستانتان هستند که دنیای شما را میسازند. (William James)
زندگی چیزی جز دوستی و رفاقت نیست. (Cicero)
پیوند پایدار
Older Posts »