دانشجو در ملل مختلف
دانشجو در هند: پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختر زيبايي مي شود و همزمان برادر دوقلويش كه سالها گم شده بود را پيدا مي كند. سپس ماجراي عاشقانه و اكشن پيش مي آيد و سرانجام آن دو با هم عروسي مي كنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!
دانشجو در عراق: مدام به تيرها و خمپاره هاي تروريست ها جا خالي مي دهد و در صورت زنده ماندن درس مي خواند!
دانشجو در چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت با مهندسي معكوس، مشابه يك مارك خارجي را مي سازد و با يك دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد!
دانشجو در انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره ي كواترنري! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند!
ايران: عاشق تخم مرغ است. سر كلاس دروس عمومي چرت مي زند و سر كلاس دروس اختصاصي جزوه مي نويسد. سياسي نيست ولي سياست و سياسي ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام كشورهاي اروپا را دنبال مي كند. عاشق عبارت “خسته نباشيد” است، البته نيم ساعت مانده به آخر كلاس! هر روز دو پرس از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي گويد! او سه سوته عاشق مي شود، اگر با اولي ازدواج كرد كه كرد، والا سيكل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تكرار مي شود. جز قشر فرهيخته جامعه محسوب مي شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده كه چرا صاحبخانه ها جان به عزرائيل مي دهند ولي خانه به دانشجوي پسر نمي دهند!
