پاسخی به یک کامنت
چند روز پیش عزیزی در این پست طی کامنتی چند سوال پرسیده بود که من به خاطر امتحانات وقت نکرده بودم به سوالاتش پاسخ بدهم. اما روز پیش امتحانم تموم شد و وقت کردم که جوابی به کامنت این عزیز بدهم، منتها از آنجاییکه جوابم طولانی شد تصمیم گرفتم اون رو در یک پست جدا بیارم. این هم جواب من:
حسن عزیز، سلام
از اینکه کامنت شما رو چند روزی منتشر نکردم، عذر میخواهم. احساس میکردم که باید به کامنتتون جواب بدم اما امتحانات فرصت نمیداد. از اینکه نظر دادید و سوالاتی رو برای بحث گذاشتید خیلی ممنونم. اما جواب من به سوالات شما:
پرسیدهاید که آیا واقعا میرحسین آدم سالمی بود؟ آیا هدفش کمک به ایران بود؟
دوست عزیز، این چند روزی که کامنت شما در انتظار بود حوادث زیادی رخ داد که برای خیلیها و حتی من حقایق زیادی را روشن کرد. امیدوارم که در این چند روز شما هم جواب سوالتان را گرفته باشید. منظور از سالم بودن و کمک کردن به ایران چیست؟ مگر این نیست که انسان با مردمش و با دیگران صداقت داشته باشد، حقوق آنان را مطالبه و پیگیری نماید و برای پیشرفت و عزت مردم تلاش نماید؟ مگر این نیست که به مردم وعدهای ندهد که بعدا نتواند آن را انجام دهد و یا کلا منکر وعدهاش شود؟ مگر این نیست که به مردم ولو که منتقد و یا مخالفانش باشند توهین نکند و ناچیزشان نپندارد؟ دشمنان ایران چه کسانی هستند و چه کارهایی را علیه ایران و ایرانیان انجام میدهند؟ آیا مگر دشمن ایران آن فرد یا دولتی نیست که عزت ایرانیان را در جهان خدشه دار کند و آبرویشان را از بین ببرد؟ آیا مگر دشمنان مردم ایران در پی این نیستند که با منزوی کردن ایران در صحنههای بینالمللی، او را تحت فشار قرار دهند و بیاعتبارش کنند؟ آیا آنان کسانی نیستند که میکوشند با نابود کردن اقتصاد ایران مردمش را تحت فشار قرار داده و لذت زندگی کردن و رفاه را از آنان بگیرند؟ آیا کسانی نیستند که با نابود کردن ثروتها و منابع و استعدادهای فراوان جلوی پیشرفت مردم را بگیرند؟ مگر کسانی نیستند که در امور شخصی مردم دخالت و تجسس میکنند و هزینههای گزافی هم برای این کار خرج میکنند؟ (آیا شما هم قضیه نوکیا-زیمنس که بخش کوچکی از این مسائل است را شنیدهاید؟) آیا دشمنان ایران فقط در خارج از ایران هستند یا در داخل هم هستند؟ آیا بیخردی و تحجر و لجاجت و خرافات و دروغ از بزرگترین آفات برای کشورمان نیستند؟ کسانی که سادهترین حقوق ملت که همانا حق آزادی اندیشه و حق آزادی بیان و حق داشتن یک زندگی مطلوب است، را از او میگیرند دوستانش هستند و یا دشمنانش؟
دوست عزیز حوادث ما قبل انتخابات و بعد از آن خیلی از حقایق را روشن کرد و دوستان و دشمنان ایران و ایرانیان معلوم شدند.
پرسیده بودی که آیا موسوی خط امام را دنبال میکند؟ مگر امام با کمک مردم سی سال پیش انقلاب نکرد که، مردم خود بر سرنوشت خود حاکم شوند و اقلیتی برای آنان تصمیم نگیرند؟ مگر امروز این اقلیت و اندیشهای که قدرت را بدست گرفتهاند همان اندیشهای نیست که مردم سی سال پیش علیه آنان انقلاب کردند؟ رهبران فکری این اقلیت قبل انقلاب برای پیشبرد انقلاب چه کردند؟ اینان در زمان امام چه جایگاهی داشتند و چه میکردند؟ مگر میرحسین همان نخست وزیر محبوب امام و مردم نبود؟ مگر میرحسین تاکید نکرده بود که ما باید به سیره و روشهای امام برگردیم و جلوی این انحرافات و استبدادها و قانونشکنیهای این اقلیتها را بگیریم؟ آیا منش و شیوه امام تحجر و دروغ و خرافات بود یا صداقت و تعقل و آینده نگری؟
پرسیدهای که آیا میرحسین با کارهایی که کرد آبروی ایران را حفظ کرد؟ خوشبختانه شما به اینترنت دسترسی دارید و بهتر میتوانید نگاه کنید که چه کسی آبروی ایران را ریخت و چه کسی آبروی ایرانیان را حفظ کرد. یک نگاه به رفتار دولتها بعد از انتخابات ایران و همچنین رفتار مردمان و هنرمندان خارجی بکنید. الان در دنیا همه مردم ایران را از دولتش جدا کردهاند و مردم ایران را بخاطر آزادیخواهی و مقاومت در برابر استبداد و تقلب میستایند ولی در عوض دولت ایران را بخاطر سرکوب مردمانش محکوم میکنند و به اجلاس سران آفریقا برای مثال، راهش نمیدهند.
در سوال آخر از ناموس گفتهای. مگر ناموس انسان آن جیزی نیست که برایش با ارزش باشد و هیچگونه توهین و تعرض و تجاوز به آن را تحمل نکند و با آن مقابله کند؟ یادتان میآید که رییس این دولت چهار سال پیش سوگند خورده بود که از ناموس مردم ایران دفاع کند؟ مگر آرای مردم ناموس آنان نبود؟ پس چه شد آن سوگندی که چهار سال پیش خوردند؟ البته اگر تقلب در این انتخابات را قبول نداشته باشید آن حرف دیگریست و باید بیشتر درموردش حرف زد و بحث کرد اما برای من مانند آفتاب روشن است که در این انتخابات تقلب شده و آرای مردم دزدیده شده و آن اقلیت و اندیشه خطرناکشان در پی کودتایی در تلاش برای حاکم شدن بر مردم هستند. این همه کشتار و دستگیری مردم، دانشجویان، اساتید و سیاسیون برای چه بود؟ حادثه کوی دانشگاه چه بود؟ این همه بستن روزنامهها و سایتها برای چه بود؟ این همه فضای امنیتی برای چه بود؟ این همه توهین و فحاشیهای روزنامههای دولت و تندروها به هنرمندان و مردم و سیاسیون چه بود؟
دوست عزیز، من واقعا منظور سوال آخرت را نفهمیدم. بی بندوباری و عدم محافظت از ناموس را کجا طرفداران موسوی نکردند؟ مگر اینان نبودند که حقشان و ناموسشان ورایشان و آزادیشان را فریاد زدند و برای احقاق حقشان در مسالمتآمیزترین روشها اعتراض نکردند؟
دوست عزیز گفتهای “واي بر ما اگر روزي غيرتمان را از دست بدهيم و بترسيم از آن روز كه زنان وخواهران و مادران و دخترانمان را به خاطر بدست آوردن آزادي خيالي به فساد بياندازيم.” مگر اینان که ریخته بودند به خیابانها و مراجع و علما و استادان دانشگاهها و هنرمندان و… س.ک.س و روابط آزاد با جنس مخالف میخواستند؟! مگر اینان که به زندان افتادند و هیچ خبری از سرنوشتشان نیست مروجان فساد و بیبندوباری بودند؟ مگر سعید حجاریان که حتی با زحمت میتواند حرف بزند -ولی این بیرحمان به او هم رحم نکردند- خواهان آزادی س.ک.س در جامعه و آزادی روابط دختر و پسر بود؟ مگر آزادی فقط آزادی س.ک.س است؟ پس آزادی اندیشه و آزادی بیان و آزادی انتخاب و آزادی رسانه و… چیست؟ کجای قرآن و اسلام آمده که مامور بریزند در خیابان و گیر بدهند به لباس ملت و اگر ملت گوش نکردند با زور ببرند و ازشان تعهد بگیرند دیگر اینجوری لباس نپوشند؟ این کارها که بدتر ملت را از اسلام متنفر میکند. مگر برخورد فیزیکی آخرین مرحله از مراحل امر به معروف و نهی از منکر نیست؟ ما هنوز مرحله اول که مربوط به خودمان میشود را انجام ندادهایم و سفت چسبیدهایم به مرحله آخر که در این مورد هم طبق قانوناساسی و هم طبق اسلام ربطی به دولت و حکومت ندارد. فرمان هشت مادهای امام را خواندهاید؟ این فرمان و به خصوص بندهای 3 و 4 و 6 در مورد همین مسائل و موضوعات است، بد نیست یک نگاهی بهش بندازید.
حسن عزیز، سلام
از اینکه کامنت شما رو چند روزی منتشر نکردم، عذر میخواهم. احساس میکردم که باید به کامنتتون جواب بدم اما امتحانات فرصت نمیداد. از اینکه نظر دادید و سوالاتی رو برای بحث گذاشتید خیلی ممنونم. اما جواب من به سوالات شما:
پرسیدهاید که آیا واقعا میرحسین آدم سالمی بود؟ آیا هدفش کمک به ایران بود؟
دوست عزیز، این چند روزی که کامنت شما در انتظار بود حوادث زیادی رخ داد که برای خیلیها و حتی من حقایق زیادی را روشن کرد. امیدوارم که در این چند روز شما هم جواب سوالتان را گرفته باشید. منظور از سالم بودن و کمک کردن به ایران چیست؟ مگر این نیست که انسان با مردمش و با دیگران صداقت داشته باشد، حقوق آنان را مطالبه و پیگیری نماید و برای پیشرفت و عزت مردم تلاش نماید؟ مگر این نیست که به مردم وعدهای ندهد که بعدا نتواند آن را انجام دهد و یا کلا منکر وعدهاش شود؟ مگر این نیست که به مردم ولو که منتقد و یا مخالفانش باشند توهین نکند و ناچیزشان نپندارد؟ دشمنان ایران چه کسانی هستند و چه کارهایی را علیه ایران و ایرانیان انجام میدهند؟ آیا مگر دشمن ایران آن فرد یا دولتی نیست که عزت ایرانیان را در جهان خدشه دار کند و آبرویشان را از بین ببرد؟ آیا مگر دشمنان مردم ایران در پی این نیستند که با منزوی کردن ایران در صحنههای بینالمللی، او را تحت فشار قرار دهند و بیاعتبارش کنند؟ آیا آنان کسانی نیستند که میکوشند با نابود کردن اقتصاد ایران مردمش را تحت فشار قرار داده و لذت زندگی کردن و رفاه را از آنان بگیرند؟ آیا کسانی نیستند که با نابود کردن ثروتها و منابع و استعدادهای فراوان جلوی پیشرفت مردم را بگیرند؟ مگر کسانی نیستند که در امور شخصی مردم دخالت و تجسس میکنند و هزینههای گزافی هم برای این کار خرج میکنند؟ (آیا شما هم قضیه نوکیا-زیمنس که بخش کوچکی از این مسائل است را شنیدهاید؟) آیا دشمنان ایران فقط در خارج از ایران هستند یا در داخل هم هستند؟ آیا بیخردی و تحجر و لجاجت و خرافات و دروغ از بزرگترین آفات برای کشورمان نیستند؟ کسانی که سادهترین حقوق ملت که همانا حق آزادی اندیشه و حق آزادی بیان و حق داشتن یک زندگی مطلوب است، را از او میگیرند دوستانش هستند و یا دشمنانش؟
دوست عزیز حوادث ما قبل انتخابات و بعد از آن خیلی از حقایق را روشن کرد و دوستان و دشمنان ایران و ایرانیان معلوم شدند.
پرسیده بودی که آیا موسوی خط امام را دنبال میکند؟ مگر امام با کمک مردم سی سال پیش انقلاب نکرد که، مردم خود بر سرنوشت خود حاکم شوند و اقلیتی برای آنان تصمیم نگیرند؟ مگر امروز این اقلیت و اندیشهای که قدرت را بدست گرفتهاند همان اندیشهای نیست که مردم سی سال پیش علیه آنان انقلاب کردند؟ رهبران فکری این اقلیت قبل انقلاب برای پیشبرد انقلاب چه کردند؟ اینان در زمان امام چه جایگاهی داشتند و چه میکردند؟ مگر میرحسین همان نخست وزیر محبوب امام و مردم نبود؟ مگر میرحسین تاکید نکرده بود که ما باید به سیره و روشهای امام برگردیم و جلوی این انحرافات و استبدادها و قانونشکنیهای این اقلیتها را بگیریم؟ آیا منش و شیوه امام تحجر و دروغ و خرافات بود یا صداقت و تعقل و آینده نگری؟
پرسیدهای که آیا میرحسین با کارهایی که کرد آبروی ایران را حفظ کرد؟ خوشبختانه شما به اینترنت دسترسی دارید و بهتر میتوانید نگاه کنید که چه کسی آبروی ایران را ریخت و چه کسی آبروی ایرانیان را حفظ کرد. یک نگاه به رفتار دولتها بعد از انتخابات ایران و همچنین رفتار مردمان و هنرمندان خارجی بکنید. الان در دنیا همه مردم ایران را از دولتش جدا کردهاند و مردم ایران را بخاطر آزادیخواهی و مقاومت در برابر استبداد و تقلب میستایند ولی در عوض دولت ایران را بخاطر سرکوب مردمانش محکوم میکنند و به اجلاس سران آفریقا برای مثال، راهش نمیدهند.
در سوال آخر از ناموس گفتهای. مگر ناموس انسان آن جیزی نیست که برایش با ارزش باشد و هیچگونه توهین و تعرض و تجاوز به آن را تحمل نکند و با آن مقابله کند؟ یادتان میآید که رییس این دولت چهار سال پیش سوگند خورده بود که از ناموس مردم ایران دفاع کند؟ مگر آرای مردم ناموس آنان نبود؟ پس چه شد آن سوگندی که چهار سال پیش خوردند؟ البته اگر تقلب در این انتخابات را قبول نداشته باشید آن حرف دیگریست و باید بیشتر درموردش حرف زد و بحث کرد اما برای من مانند آفتاب روشن است که در این انتخابات تقلب شده و آرای مردم دزدیده شده و آن اقلیت و اندیشه خطرناکشان در پی کودتایی در تلاش برای حاکم شدن بر مردم هستند. این همه کشتار و دستگیری مردم، دانشجویان، اساتید و سیاسیون برای چه بود؟ حادثه کوی دانشگاه چه بود؟ این همه بستن روزنامهها و سایتها برای چه بود؟ این همه فضای امنیتی برای چه بود؟ این همه توهین و فحاشیهای روزنامههای دولت و تندروها به هنرمندان و مردم و سیاسیون چه بود؟
دوست عزیز، من واقعا منظور سوال آخرت را نفهمیدم. بی بندوباری و عدم محافظت از ناموس را کجا طرفداران موسوی نکردند؟ مگر اینان نبودند که حقشان و ناموسشان ورایشان و آزادیشان را فریاد زدند و برای احقاق حقشان در مسالمتآمیزترین روشها اعتراض نکردند؟
دوست عزیز گفتهای “واي بر ما اگر روزي غيرتمان را از دست بدهيم و بترسيم از آن روز كه زنان وخواهران و مادران و دخترانمان را به خاطر بدست آوردن آزادي خيالي به فساد بياندازيم.” مگر اینان که ریخته بودند به خیابانها و مراجع و علما و استادان دانشگاهها و هنرمندان و… س.ک.س و روابط آزاد با جنس مخالف میخواستند؟! مگر اینان که به زندان افتادند و هیچ خبری از سرنوشتشان نیست مروجان فساد و بیبندوباری بودند؟ مگر سعید حجاریان که حتی با زحمت میتواند حرف بزند -ولی این بیرحمان به او هم رحم نکردند- خواهان آزادی س.ک.س در جامعه و آزادی روابط دختر و پسر بود؟ مگر آزادی فقط آزادی س.ک.س است؟ پس آزادی اندیشه و آزادی بیان و آزادی انتخاب و آزادی رسانه و… چیست؟ کجای قرآن و اسلام آمده که مامور بریزند در خیابان و گیر بدهند به لباس ملت و اگر ملت گوش نکردند با زور ببرند و ازشان تعهد بگیرند دیگر اینجوری لباس نپوشند؟ این کارها که بدتر ملت را از اسلام متنفر میکند. مگر برخورد فیزیکی آخرین مرحله از مراحل امر به معروف و نهی از منکر نیست؟ ما هنوز مرحله اول که مربوط به خودمان میشود را انجام ندادهایم و سفت چسبیدهایم به مرحله آخر که در این مورد هم طبق قانوناساسی و هم طبق اسلام ربطی به دولت و حکومت ندارد. فرمان هشت مادهای امام را خواندهاید؟ این فرمان و به خصوص بندهای 3 و 4 و 6 در مورد همین مسائل و موضوعات است، بد نیست یک نگاهی بهش بندازید.
Categories: اجتماعی, سياسي, متفرقه
میرحسین موسوی, آزادیها, انتخابات, ایران, تقلب, دستگیری, سعید حجاریان
