بایگانی
سوغاتیهای آقای هیوز – قسمت دوم
باهم تعدادی دیگر از عکسهای این عکاس 56 ساله را میبینیم:

اتوبوسهای معروف دو طبقه قرمز شهر لندن، شرق لندن

خیابان Abbey، لندن

قاهره، مصر

یادبود Buddy Holly، لوبوک Lubbock، تگزاس

خیابان پنجم، نیویورک

قصر Sanssouci، آلمان

دن کیشوت، کانسوگرا، جنوب مادرید، اسپانیا

قصر ورسای، فرانسه

تقاطع خیابانهای پاول و شاتر، سان فرانسیکو

دیزنی لند، کالیفرنیا

سوغاتیهای آقای هیوز – قسمت اول

بیگ بن، لندن
مایکل 56 ساله که در انگلیس متولد شده و هماکنون در آلمان زندگی میکند، یک عکاس آزاد است. مایکل این سرگرمی را از سال 1998 شروع کرد و تاکنون یک کلکسیون ارزشمند با بیش از 100 عکس جالب فراهم کرده است که همگی این عکسها با استفاده از این تکنیک ترکیبسازی در 200 کشوری که او از آنها بازدید کرده است، گرفته شده است.
«من متوجه شدم که روی فنجان قهوهای که از یک کافی شاپ در نزدیکی مجسمه آزادی نیویورک خریده بودم، عکس آن مجسمه رویش چاپ شده. بلافاصله من قهوه رو روی زمین ریختم و فنجان رو جلوی مجسمه موقعیتیابی کردم (positioned). از آن زمان به بعد، گرفتن اینجور عکسها به عنوان یک سرگرمی و علاقه در من بیشتر شد، به طوری که جاهایی که من اخیراً بهشان سفر کردهام تنها به منظور عکس گرفتن از سوغاتی در کنار بنای آن بوده است.»
باهم تعدادی از عکسهای مایکل را میبینیم:

مجسمه آزادی، نیویورک

برج پیزا، ایتالیا

قاهره، مصر

ساختمان پارلمان انگلیس، لندن

پل گلدن گیت، سانفرانسیکو

قصر Vienna، اتریش

برج ایفل، پاریس

Loreley Cliffs روی رودخانه راین در نزدیکی ماینز Mainz، آلمان
+ سوغاتیهای آقای هیوز – قسمت دوم

دوستانهها
تعدادی عکس و جملات قصار از شخصیت های مشهور. در مورد شخصیتها هم، نامشان را به انگلیسی گذاشتم تا اگر خواستید با آنها آشنا شوید سری به ویکیپدیا بزنید.
راهی که به خانه دوست میرود، هیچوقت طولانی نیست. (ضرب المثل دانمارکی)
آنکه دوستی را یافت گنجی را یافته است. (ضرب المثل ایرلندی)
داشتن یک دوست خوب، یکی از بزرگترین لذتهای زندگی است. (Ralph Waldo Emerson)
در مسیر رویاهایت، با اطمینان حرکت کن (Henry David Thoreau)
دوستان عالی یافتنشان سخت، ترک کردنشان مشکل و فراموش کردنشان غیر ممکن است. (G. Randolph)
در جلوی من راه مرو، شاید نتوانم دنبالت بیایم؛
پشت من نیز راه میا، شاید نتوانم هدایتت کنم؛
در کنارم بیا و تنها، دوست من باش. (Albert Camus)
زندگی پر از شگفتیهاست. (نویسندهای ناشناس)
در درون هر مردی، کودکی نهفته است که دوست دارد بازی کند. (Nietzsche)
برای شاد بودن، باید آن را با دیگران قسمت کرد. (Lord Byron)
چیزهای زیادی در زندگی هستند که که چشم شما را میگیرند، اما کم هستند چیزهایی که قلب شما را تسخیر کنند. (Michael Nolan)
دیوانگی یک چیز ارثی است. شما ممکن است آن را از بچه تان بگیرید! (Sam Levenson)
هر کجا که هستید، این دوستانتان هستند که دنیای شما را میسازند. (William James)
زندگی چیزی جز دوستی و رفاقت نیست. (Cicero)
ساخت یک جا کلیدی مخفی خلاقانه
شاید برای بعضی از شما هم پیش آمده باشد که وقتی از محل کار، دانشگاه و … به خانه بر می گردید، میبینید که کلیدتان را مثلاً توی محل کارتان جا گذاشتهاید و یا در راه گم کردهاید و یا اینکه مثل من اصلا از کلید استفاده نمیکنید. حالا با در بسته مواجه شدهاید و کسی هم در خانه نیست. چه کار میکنید؟ لابد چاره ای جز انتظار کشیدن نیست، اما انتظار کشیدن از این مدلی واقعا عذاب آور است و اعصاب آدم را داغان می کند. البته من یک کلید یدکی در منزل مادربزگم که یک کوچه پایینتر از کوچه ماست، به امانت گذاشته ام. اما خب همه که خانه مادربزگشان (و یا نزدیکترین آشنایشان) یک کوچه پایینتر نیست! من چندی پیش در وبلاگی یک راه خلاقانه در این باره را دیده بودم که بد ندیدم که این مطلب جالب را با شما هم به اشتراک بگذارم. بله، یک جاکلیدی که در گلدان کنار در و یا باغچه حیاط منزلتان پنهان میشود.
برای ساختن این جاکلیدی تنها کافیست که یک تکه سنگ شسته شده و تمیز را به در یک بطری دارو بچسبانید. البته در مورد چسب این نکته را به یاد داشته باشید که، ترجیحاً چسبی باشد که به اندازه ی کافی قوی و ضد آب باشد.
خب حالا کلید را داخل بطری بندازید و سپس بطری را در یک گلدان نزدیک در جاسازی کنید و آن را به درون خاک فشار دهید، بطوری که فقط سنگ روی خاک دیده شود. مانند شکل های زیر:
خب حالا اگر یک وقتی کلیدتان را گم کردید و یا پشت در ماندید، نگرانیای نیست. فقط کافیست که بطری را از گلدان بیرون بیاورید و کلید را از توی گلدان بردارید. خلاقیت و سادگی به همین می گویند، مگر نه؟




