این روزهای ایران ما
+ این عکس، مربوط میشود به آتشفشان Tungurahua. مکان این آتشفشان در Cordillera مرکزی واقع در رشتهکوههای آند مرکزی و در فاصله 140 کیلومتری جنوب پایتخت اکوادور یعنی شهر Quito است. کلمه تونگوراو ِ در زبان محلی به معنای «دهانهی آتش» است. ارتفاع این آتشفشان از سطح دریا 5023 متر و ارتفاع آن از سطح زمین (برجستگی کوه) 1554 متر است. این آتشفشان در سال 1999 بعد از یک دوره خاموشی و استراحت طولانی مدت دوباره فعال شد و تا به الان هم، همچنان فعال است. فورانهای بزرگ و عمدهی این آتشفشان بعد از 1999 عبارتند از یکی فوران 16 آگوست 2006 و دیگری 6 فوریه 2008.
این پست در واقع مربوط بود به این پست سید مصطفی، نویسندهی وبلاگ خوب مسیر یک ذره. منظور من از این پست این بود که علاوه بر اینکه برخیها به خصوص سیاسیون، معنای واقعی واژهها را دزدیده و تباه کردهاند و کاری کردهاند که گاهی وقتها اکراه داشته باشیم از اینکه آنها را در جایی به کار ببریم و یا به خودمان و یا دیگران منسوب کنیم؛ هستند کسانی که به بعضی از واژهها و أشیا معانی و مفاهیم تازهای دادهاند و آنها ملموستر کردهاند. البته حوادث در درک دوباره و بهتر اینها بیتاثیر هم نبودهاند. اینها هم با ارزش هستند و گاهی جز ذخایر و فرهنگ یک قوم و یا ملتی حساب میشوند. البته بعضی از این واژهها هم قبلا به این منظور در شعرها و ادبیات به منظور ایهام و کنایه به شرایط (جامعه) استفاده میشدهاند، اما این روزها ما بسیااین واژهها و شعرها را بهتر لمس و درک میکنیم. یکبار دیگر به عکس بال نگاه کنید، چه کلمات و معانی و مفاهیمی در آن میبینید؟ آیا این عکس و چند خطش منظور مرا از اوضاع ایران بهتر از یک پست طولانی نمیرساند؟ اگر بله، این به لطف همان گنجینهی با ارزشی است که داریم. امیدوارم منظورهای مرا از عکس بالا و مطلبش متوجه شده باشید.
