خانه > متفرقه, روزانه‌ها, سياسي, شخصی > زنده باد صداقت

زنده باد صداقت

الان ساعت 1:20 دقیقه نصفه شب  18 خرداد است و الان از شدت خوشحالی دارم می‌ترکم و دارم بال در می‌آرم. اونم به خاطر مناظره‌ی عالی‌ای که میرحسین با کمک کروبی انجام داد. میرحسین توی این برنامه تموم اون چیزایی که ما 4 ساله می خوایم بگیم و می‌خوایم داد بزنیم و می‌خوایم اعتراض کنیم ولی نمی‌ذاشتن رو گفت. اون امشب حرف دل من و خیلی های دیگه رو زد، اون علیه دروغ اعتراض کرد، علیه وقاحت و بی‌شرمی، علیه کسی که مردم‌ش رو احمق فرض کرده بود و علیه خیلی چیزای دیگه. من امشب دارم با تمام وجود خدا رو شکر می‌گم، من اصلا به خدا شک کرده بودم که این مردک احمق دروغ‌گو پس کی می‌خواد رسوا بشه؟ مگه نگفته بود که دروغ‌گوها رو رسوا می‌کنه؟ اما امشب خدا جواب من رو داد و میرحسین تمام این دق‌دلی‌ها و تمام حرص‌ها و بغض‌های فرو خورده‌ای که توی این چند سال خورده بودیم رو بیرون داد. شاید شما بگید من خیلی احساساتی شدم و یا مثلا جو گرفته منو، ولی همه اونایی که منو می‌شناسند می دونن که من از مدت‌ها پیش با دلیل و اعتقاد موسوی رو انتخاب کرده بودم، در حقیقت وقتی من سابقه موسوی، برنامه‌هاش، توانایی‌هاش و شخصیتش رو با بقیه مقایسته کرده بودم بهش اعتقاد پیدا کرده بودم و اون رو برای آینده‌ی کشور از بقیه اصلح‌تر می‌دیدم. شب 13 خرداد همه‌ی ما حجب و حیا و اخلاق و ادب موسوی رو در بدترین شرایطی که یک نفر می‌تونه تصور کنه، در شرایطی که حریف با پررویی و حقارت هر چه تمام سعی می‌کرد عقده‌هاش از کسای دیگه رو رو سر موسوی خالی کنه و برای بدست آوردن قدرت حتی حاضر بود به ناموس‌ش که یه زن معروف و فرهیخته‌ای هست هم توهین بکنه، دیدیم، و شب مناظره با رضایی استقلال نظر و هوشمندی‌ش و سواد اقتصادی‌ش رو مخصوصا وقتی رضایی به مخالفت‌های موسوی به نحوه‌ی اجرای اصل 44 گیر داده بود دیدیم و آشنایی‌ش با بقیه کشورها و شرایط ما اونجا که آلمان شرقی و غربی رو به خوبی برامون مثال زد و توضیح داد و همچنین آشنایی‌ش به شرایط و جایگاه کشور توی منطقه به لحاظ سیاسی و اقتصادی و جغرافیایی مخصوصا اونجا که بازارهای چند صد میلیونی در شرق و غرب کشور اشاره کرد و اهمیت ترانزیت رو گفت رو دیدیم .  و امشب هم اقتدار و شجاعت‌ش و بازهم سوادش رو دیدیم. شجاعت اینکه به صراحت بگه آهای مردم رئیس جمهورت داره بهتون دروغ می‌گه و سعی می‌کنه شما رو فریب بده و به بیراهه بکشونه. اونجا که احمدی‌نژاد رو یه پدیده‌ای معرفی کرد که میاد جلوی دوربین و به کاغذ سیاه میگه سفید و به دو دوتا میگه ده تا. اونجا که به مردم میگه من برنامه دارم و کتاب برنامه می‌ده و به شعور مردم احترام می‌ذاره تا مردم بخونند و آگاه بشند و مثلا بعد 4 سال نیاد مثل این احمدی‌نژاد مرتیکه منکرش بشه و بگه کجا من اون شعار رو دادم. اونجا که با مزاحمت‌های مجری با قدرت و قاطعیت برخورد می‌کنه و بهش و صدا و سیما درباره‌ی رفتارهای تبعیض‌آمیزشون گیر می‌ده. اونجا که اول برنامه با سند و مدرک -نه مثل احمدی‌نژاد با دروغ و تهمت و بدون مدرک که به این واون و ناموس رقیبش توهین میکنه- دروغ‌های یه رئیس جمهور رو افشا می‌کنه. و اونجا که به رانت‌ها و فسادهای دولتی و قضیه بالا پایین شدن تعرفه‌های یک شبه ماشین‌های خارجی اعتراض می‌کنه که یه عده با این شیوه به پولی رسیدند و اونجا که به بالا بردن تعرفه‌های اس‌ام‌اس‌ها توی مناسبت‌ها برای بیشتر دزدی کردن مخابرات از مردم اعتراض می‌کنه. و اونجا که به سابقه‌ی درخشانش توی توی سختی‌های جنگ و اونم نه برای پز دادن، بلکه برای آگاه کردن مردم و جواب دروغ‌های دیشب محمود رو دادن، که اونم با آمارهای بین‌المللی بود و مقایسته رو به شعورو حافظه‌ی خود مردم واگذار می‌کنه. و اینکه در آخر برنامه به طرز طوفانی علیه بی عدالتی اعتراض می‌کنه رو دیدیم.

من تا قبل از این زیاد به بستن دستبند سبز اعتقاد نداشتم ولی از این کاری که طرفدارای میر می‌کردند خوشم میومد و امیدوار می‌شدم، اما از امشب من این دستبند سبز رو به دستم بستم و تا 22 خرداد هم نگه‌ش میدارم. روزی که زمستان احمدی‌نژاد تموم میشه و روزی که همه مردم به تماشای آغاز بهار صداقت، آرامش و دوستی می‌نشینند.

شاید شما بگید من خیلی زیادی احساساتی شدم و یا جو گرفته منو. ولی به من حق بدید که بعد 4 سال یه شب که بت دروغ و وقاحت شکسته شده به اندازه‌ی همون چند سالی که از احمدی‌نژاد حرص خوردم و عصبانیت ها که کشیدم خوشحال باشم.

بازم وقتی به چهره‌ی میرحسین نگاه می‌کنم همون نجابت و خوش‌رویی خاتمی رو می‌بینم و مطمئنم و ایمان دارم که ما چهار سال دیگه‌ای با آرامش، امید، اعتماد به نفس و بازگشت آبروهای از دست رفته‌مون و بهتر شدن کشورمون رو خواهیم داشت ایشالله. امیدوارم چهار سال بعد دوره‌ای پرامید و نشاط و آرامش و آزادی داشته باشیم (:

راستی تا یادم نرفته از کروبی هم تشکر کنم که امشب با میرحسین همکاری کرد و حتی آخر برنامه هم اعتراف کرد که به میر اعتقاد واعتماد داره (: و همچنین از رضایی که فردا شب امید یک ملت هست، فردا شب تقریبا آخرین برنامه‌ی تاثیرگذار احمدی‌نژاد هست. البته می‌دونم احمدی‌نژاد آدمیه که به راحتی دروغ می‌گه و مظلوم نمایی می‌کنه، چون توی این 4 سال خوب تمرینش کرده بود، اما بازم به آینده و مردم امیدوارم.

پ.ن: الان یه فال حافظ گرفتم به مناسبت مناظره امشب:

صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم ….. بدور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم

در میخانه‌ام بگشا که هیچ از خانقه نگشود ….. گرت باور بود (گر باورت بود) ورنه سخن این بود و ما گفتیم

  1. 8 ژوئن 2009 در 1:15 ق.ظ.

    موفق باشی .. ولی یه کم هم احساساتی هستی ها :)))

    • 1kimiagar
      8 ژوئن 2009 در 1:42 ق.ظ.

      آره راست میگی ولی خب یکمی هم بهم حق بده (:

  2. 9 ژوئن 2009 در 3:20 ب.ظ.

    من در مناظره شب گذشته هم بال درآوردم.
    وقتی محسن رضایی دروغگویی های میم.الف را رو کرد.
    به امید یک روز سبز.

  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: